خبرگزاری حوزه| شهادت رهبر فرزانه انقلاب اسلامی رخدادی که برای جامعه ایران ضایعهای بزرگ به شمار میآید و طبیعی بود که نگرانیهایی درباره آینده و ثبات کشور ایجاد کند. با این حال، روند تحولات نشان داد که ساختار نظام جمهوری اسلامی بر پایه مجموعهای از ارکان بههمپیوسته شکل گرفته است و استمرار آن وابسته به یک فرد نیست.
در این میان، نقش مردم بار دیگر برجسته شد. تجربه روزهای پس از این حادثه نشان داد که سرمایه اصلی نظام، پیوند میان مردم، اسلام و ولایت فقیه است؛ سه عنصری که همواره به عنوان ارکان پایداری جمهوری اسلامی شناخته شدهاند. حضور مردم در صحنههای مختلف اجتماعی و سیاسی و استمرار حمایت آنان از نظام، این پیام را به جهانیان مخابره کرد که جامعه ایرانی در مواجهه با بحرانها، توانایی بازسازی انسجام و حفظ ثبات خود را دارد.
تجربه این مقطع نشان داد که پایداری جمهوری اسلامی بیش از هر چیز بر پیوند میان مردم، باورهای دینی و ساختارهای نهادی آن استوار است؛ پیوندی که حفظ و تقویت آن میتواند مسیر آینده کشور را شکل دهد.
در گفت و گو با حجت الاسلام والمسلمین مهدی سلیمانی اردهالی، رئیس مجمع عمومی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به ابعاد مختلف این موضوعات پرداخته ایم و نکات و مولفه هایی که امروز به خصوص برای اساتید و حوزویان از شخصیت و سیره رهبر شهیدمان قابل استنباط و استفاده هست را شنیدیم که مشروح آن تقدیمتان می گردد:
بسمالله الرحمن الرحیم؛ درود و سلام نثار روح مطهر امام راحل و امام شهیدمان، حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای، و عرض تسلیت شهادت ایشان به پیشگاه حضرت ولیعصر عجلالله تعالی فرجهالشریف، حوزههای علمیه، ملت بزرگ ایران، مراجع عظام تقلید، و نیز عرض تسلیت به فرزند برومند و خلف صالح ایشان، حضرت آیتالله حاج سید مجتبی حسینی خامنهای، رهبر معظم انقلاب و فرماندهی کل قوا.
* گذشت دو ماه از شهادت و وضعیت اجتماعی کشور
اکنون حدود دو ماه از شهادت رهبر عزیز، حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی میگذرد و مردم غیور ایران همچنان در سوگ فقدان این مرد بزرگ به سر میبرند. الحمدلله با اقدام مهم و تعیینکنندهای که مجلس خبرگان انجام داد، نگرانی و آشفتگی احتمالی ملت به سبب فقدان رهبری ـ که بزرگترین رکن تثبیت، تحکیم و تعمیق نظام جمهوری اسلامی ایران به شمار میرود ـ با انتخاب رهبر معظم انقلاب، شکل و ساختار جدیدی یافت و سامان گرفت. هرچه از روزهای نخست شهادت فاصله گرفتیم، جامعه بیش از پیش به خودباوری دست یافت و جهانیان مشاهده کردند که ساختارهای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران به گونهای طراحی شده است که قائم به شخص نیست.
* نقش شبکهای حکومت و گذار از بحران رهبری
اگرچه رهبر ما رهبری بیهمتا، بینظیر و حقیقتاً یگانه در این عصر و زمانه بود، اما از آنجا که قوام این نظام بر محور یک شبکه منسجم است و نه یک فرد، الحمدلله مردم توانستند جایگاه و نقش خود را بازیابند. هراسی که در اثر شهادت این رهبر بزرگ پدید آمده بود، به آرامش، انسجام، وحدت و اتحادی مقدس ـ که همواره مورد تأکید حضرت امام خامنهای بود ـ تبدیل شد و مردم با نقشپذیری فعال و حضور در صحنه، خلأ وجودی ناشی از فقدان مقام معظم رهبری را جبران کردند.
* حضور مردم و ناکامی تصورات دشمن
ما حقیقتاً بیم آن داشتیم که روزی رهبر معظم انقلاب را در میان خود نداشته باشیم و مایل نبودیم تجربه تلخ بیرهبر بودن را از سر بگذرانیم. چنین میپنداشتیم که اگر روزی رهبر حضور نداشته باشد، کشور دچار تزلزل جدی خواهد شد. دشمنان متوهم ما نیز چنین تصور میکردند که اگر بتوانند رهبر را از میان بردارند، بهآسانی خواهند توانست بر این سرزمین مسلط شوند و به اهداف خود دست یابند.
ملت ایران این تجربه تلخ را نیز در کنار دیگر تجربههای تاریخی خود مشاهده کرد؛ روزی را دید که آن رهبر عزیز حضور نداشت، اما خود ملت حضور داشت. برخلاف تصور دشمن، الحمدلله مردم توانستند با رهبری جدید، با انسجامی بیشتر و بهتر، با ایثار و جانفشانی و با مقابله در برابر دشمنان صهیونیستی و آمریکایی، نظام را حفظ کنند.
بحمدالله تاکنون نیز مشاهده میشود که نظام پابرجا مانده است و هرچه از روزهای ابتدایی شهادت فاصله گرفتیم، احساس برتری و استحکام بیشتری کردیم و این واقعیتی انکارناپذیر است.
* استحکام نظام و امید به آینده
با عنایت خداوند متعال و لطف و توجه حضرت ولیعصر عجلالله تعالی فرجهالشریف، این سرزمین و این نظام، الحمدلله پابرجاست و پابرجا خواهد ماند. همانگونه که رهبر عزیزمان فرمودند، پیروزی از آنِ ملت ایران است و آینده این ملت، آیندهای روشن و امیدبخش خواهد بود.
ما امیدواریم این پیروزی استمرار یابد و این پرچم از دست رهبر عزیزمان به دست باکفایت حضرت ولیعصر برسد و این ملت، انشاءالله، پایدار و استوار بماند تا توفیق درک ظهور را نیز پیدا کند و همگی بتوانیم زمینههای ظهور را فراهم آوریم و مسیر آمدن آن حضرت را هموار سازیم.
* نقش ولایت فقیه در استمرار مسیر نظام
اینکه این نظام با وجود همه این حوادث و فراز و نشیبها چگونه مسیر خود را ادامه میدهد، بهشدت متأثر از نحوه حکمرانی مبتنی بر ولایت فقیه است. این نظام بر اساس همین دکترین بنا نهاده شد و امام راحل عظیمالشأن آن را بر همین مبنا تأسیس کردند؛ یعنی حاکمیت ولایت فقیه. در آن ده سال رهبری امام راحل، با ویژگیها، امتیازات، شاخصها و مؤلفههایی که در شخصیت ایشان وجود داشت، کشور دوران تثبیت خود را با موفقیت پشت سر گذاشت.
پس از آن نیز، در مرحله پس از تثبیت، این مسیر به دست باکفایت مقام معظم رهبری ـ که منتخب مجلس خبرگان بودند ـ ادامه یافت. میتوان گفت امام راحل، مهندس و معمار این نظام و معمار بزرگ انقلاب بودند و پس از ایشان، حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای شهید، معمار اعتدال جمهوری اسلامی ایران شدند.
امروز این نظام با چنین اعتدالی در برابر جهان کفر و استکبار ایستاده است و مردم را هدایت کرده است تا همراه با ولایت فقیه، همه مشکلات، فشارها، سختیها و تحریمهای اقتصادی و غیر اقتصادی را پشت سر بگذارند و با صلابت و سربلندی در برابر تمامی ناملایمات ایستادگی کنند؛ امری که ریشه در رهبری و شیوه حکمرانی ولایت فقیه و شخصیت رهبر معظم انقلاب دارد.
* ویژگیهای فقهی و علمی رهبر معظم انقلاب
ایشان چه مؤلفههایی داشتند؟ پس از شرط فقاهت، یکی از مهمترین مؤلفهها، فقاهت و تخصص عالی و والای ولی فقیه بود که بهطور ویژه در شخص ایشان تجلی داشت. به تعبیر دیگر، اسلامشناسی عمیق و جامع رهبر معظم انقلاب از اسلام عزیز، ویژگی برجستهای بود که بهخوبی درک و لمس میشد.
اگر این شناخت عمیق وجود نداشت، در میانه مسیر با مشکلات جدی مواجه میشدیم. فقاهت، اسلامشناسی، تقید، تعهد و التزام عملی به اجرای اسلام و شریعت محمدی صلیالله علیه و آله، از اهمیت بسزایی برخوردار است. چهبسا فردی فقیه باشد، اما تقید و التزام عملی لازم برای اجرای منویات الهی و شریعت اسلامی را نداشته باشد.
الحمدلله رهبر معظم انقلاب و امام شهید ما، واجد این ویژگیها بودند؛ هم از فقاهت برخوردار بودند و هم التزام عملی به اجرای فقاهت، یعنی همان مجموعه معارف اسلامی که از اهلبیت علیهمالسلام به ما رسیده است.
* خدامحوری و اخلاص در رهبری
ویژگی شاخص دیگر، خدامحوری بود. امام عزیز و شهید ما تمامی اقدامات و برنامههای خود را بر اساس رضایت الهی تنظیم کرده بودند و این نکته از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. ما در طول تاریخ، در جهان و حتی در جهان اسلام، رهبران فراوانی داشتهایم، داریم و خواهیم داشت، اما بسیاری از آنان به این سطح از موفقیت دست نیافتند؛ زیرا گاه رضایتهای نفسانی خود را در کنار رضایت الهی قرار میدهند.
هر اندازه که ما ـ بهعنوان مؤمنان و مسلمانان ـ خواستههای نفسانی را در کنار منویات الهی قرار دهیم، به همان میزان از خداوند متعال دور میشویم و هرچه این فاصله بیشتر شود، مسیر موفقیت نیز دشوارتر میگردد و اعمال و اقدامات ما رنگ و بوی غیرالهی به خود میگیرد و در نتیجه، از برکت تهی میشود.
خداوند متعال نیز تصریح میفرماید که اگر کاری از روی ریا انجام شود، آن عمل مورد پذیرش الهی قرار نمیگیرد و به خود فرد واگذار میشود. بنابراین، یکی از ویژگیهای اساسی حکمرانی امام شهید ما، خداباوری، خداخواهی و خدامحوری بود که بهصورت جدی در برنامهها و سیره ایشان وجود داشت.
ازاینرو، هنگامی که ملت ـ چه در دوران امام راحل و چه در دوران امام شهید ـ بهروشنی لمس کردند که این اندیشه، اندیشهای زلال، الهی، خالص و صرفاً برای خداوند است، با آن همراهی و همکاری کردند. همین همراهی و پشتیبانی مردم، زمینهساز پیروزیهای هرچه بیشتر نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران شد.
* تحلیل استکبار از پیروزی ایران در جنگ تحمیلی
پس از جنگ تحمیلی، کشورهای عضو ائتلاف استکباری به تحلیل و بررسی این مسئله پرداختند که چگونه کشوری که از نظر آنان طاغوتزده، جنگزده و ازهمپاشیده تلقی میشد و تمامی قدرتهای جهانی توان خود را به کار گرفتند و یک عامل قدرتمند ژاندارمی همچون صدام را علیه آن بسیج کردند، توانست با حضور مردم خود در میدان جنگ ایستادگی کند و در نهایت به پیروزی برسد. این پرسش برای آنان جدی بود که چگونه چنین پیروزیای حاصل شد و استکبار جهانی شکست خورد.
* سه رکن اصلی پیروزی: ولایت، اسلام، مردم
در نهایت به این جمعبندی رسیدند که ملت ایران از چند عنصر اساسی برخوردار است که عامل پیروزی آنها و شکست ائتلاف استکباری شده است. این عناصر عبارت بودند از: ولایت فقیه، اسلام و مردم. این سه رکن، پایههای اصلی پیروزی ملت ایران و شکست جبهه استکبار به شمار میآمدند.
از همان زمان، تلاش خود را آغاز کردند تا این ارکان را دچار تزلزل کنند؛ ایجاد تردید و سستی در میان مردم، تضعیف باور به ارزشهای اسلامی، جذاب جلوه دادن سبک زندگی غربی، غربیسازی از درون نظام، کار هدفمند بر افکار عمومی و تخریب باورهای اعتقادی و دینی مردم. این اقدامات برای مردان به شکلی و برای زنان به شکلی دیگر طراحی و اجرا میشد.
از طریق فضاهای سنگین رسانهای، سبک زندگی زنان غربی برای زنان جامعه جمهوری اسلامی و سبک زندگی جوانان غربی برای جوانان ایرانی بهعنوان الگوی جذاب معرفی میشد و در کنار آن، مهمترین خیمه و ستون این نظام، یعنی خیمه ولایت فقیه، هدف تخریب قرار میگرفت. مشاهده میشد که بیشترین و شدیدترین حجم تخریب و بدگویی، مستقیماً علیه امام عزیز و شهید ما صورت میگرفت.
گاه دیده میشد که مزدوران داخلی آنان نیز با این جریان همراه میشدند و از همان سالهای پس از امام راحل، نسبت به رهبری مقام معظم رهبری تشکیک ایجاد میکردند. ادعا میکردند که آیتالله خامنهای بهعنوان نمونه، بخشی از عمر خود را دور از حوزههای علمیه سپری کردهاند یا سابقه ریاستجمهوری داشتهاند و از نظر علمی، آن جایگاه را نسبت به امام ندارند. در میان اهل علم، اینگونه شبههافکنی میکردند و در میان مردم، به شیوهای دیگر.
* تلاش دشمن برای تخریب باورهای مردم
تمرکز و تعمد آنان بر تخریب تمامی باورهایی بود که موجب قوام و پایداری این نظام شده بود؛ باورهایی که خود نیز به نقش کلیدی آنها پی برده بودند، از جمله نقش مردم و حتی خود اسلام. حمله به اسلام نیز در همین چارچوب انجام میشد؛ برای مثال، بهمنظور تضعیف عظمت و جایگاه پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله در باور مسلمانان، آثاری همچون کتاب «آیات شیطانی» نوشته شد تا این ابهت و قداست را در اذهان عمومی مخدوش کنند و جامعه، آن باور عمیق پیشین را نسبت به رسول خدا نداشته باشد.
همچنین تلاش شد باور عمیق به قرآن کریم تضعیف شود؛ از توهین به قرآن، قرآنسوزی، مسجدسوزی، اهانت به مساجد، حسینیهها و آیینهای عزاداری گرفته تا طرح این شبهه که امام حسین علیهالسلام قرنها پیش به شهادت رسیدهاند و دیگر نیازی به گریه و عزاداری نیست و این پایبندیها ضرورتی ندارد. حتی این پرسش را مطرح میکردند که چرا اساساً باید بقای این مناسک و شعائر در جامعه خواسته شود و چرا باید دینی که پیامبری در شبهجزیره عربستان آورده است، بهعنوان یک دین عربی، برای ما دارای چنین درجهای از التزام، اهمیت و حساسیت باشد.
* استمرار پیوند امت و ولایت
مجموعه این اقدامات با هدف ایجاد تزلزل در میان مردم و ایجاد تفرقه میان ولایت و امت صورت میگرفت؛ یعنی تلاش میکردند این همراهی عمیق و مؤثری را که عامل اصلی پیروزی بوده و امروز نیز استمرار دارد، از هم بگسلند و پیوند امت و امام را از میان بردارند.
با این حال، در این مسیر توفیقی به دست نیاوردند؛ زیرا ولیفقیه، بنا بر اعتقاد ما، نایبالامام و جانشین امام زمانی است که به وجود مبارک ایشان ایمان داریم و باور داریم که در عصر غیبت، آن حضرت زنده و حاضر است و روزی ظهور خواهد کرد. او انسانی ذخیرهشده، گنجینهای الهی و ناموس دهر است و ولیفقیه حاکم، نایب و جانشین اوست. این حقیقت، مورد پذیرش فطرت انسانی ما قرار دارد.
* مفهوم «اسلام ناب محمدی» و تبیین آن
در این چارچوب، مصداق این جایگاه هر فردی که باشد، بهویژه اگر خدامحور و الهی باشد، هرچه میزان خدامحوری و الهی بودن او بیشتر باشد، همراهی مردم با او نیز افزونتر خواهد بود. این نقطه اوج، هم در شخصیت امام راحل و هم در امام شهید ما بهروشنی دیده میشد؛ چراکه پس از تکیه بر اسلام ناب محمدی، هر دو بزرگوار بر این مفهوم تأکید ویژه داشتند و اساساً این تعبیر را امام راحل در جامعه رواج دادند و تا امروز نیز بهعنوان میراث فکری ایشان باقی مانده است.
در مقطعی این پرسش مطرح میشد که مقصود از «اسلام ناب محمدی» چیست؟ مگر اسلام چندگونه است؟ اسلام یکی است. اما با گذشت زمان و در سالهای پس از طرح این تعبیر از سوی امام، مردم بهتدریج به عمق معنای آن پی بردند و در سالهای اخیر، این فهم عمیقتر شد. بهگونهای که مشاهده میشود در برخی کشورهای اسلامی، حاکمان و دولتهایی وجود دارند که خود را مسلمان میدانند، اما در برابر کشتار شبانهروزی مسلمانان عرب و غیرعرب توسط رژیم صهیونیستی، صرفاً نظارهگر هستند و واکنشی نشان نمیدهند.
در حالی که ما پیرو مکتبی هستیم که پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله فرمودند اگر فریاد مسلمانی بلند شود و مسلمانان به یاری او نشتابند، اینان مسلمان واقعی نیستند. همه ما مدعی اسلام هستیم، اما این حجم از فریاد، ضجه، آتش و خونریزی، آن هم به دست یک رژیم جعلی و غاصب که اساساً سرزمینش متعلق به خود او نیست و حاکمیتش نامشروع است، در حالی رخ میدهد که بسیاری از دولتها و مدعیان اسلام تنها نظارهگر ماندهاند. این پرسش بهدرستی مطرح میشود که این چه نوع اسلامی است؟
* موضع جمهوری اسلامی ایران در برابر دشمنان
در مقابل، نظام جمهوری اسلامی ایران با وجود همه مشکلات، تحریمها، بهانهجوییها، حملات و هجمهها ـ از جمله فشارها به بهانه برخورداری از فناوری هستهای ـ بهعنوان نظامی مظلوم اما مقتدر، با رهبریای مظلوم و مقتدر، در برابر آمریکا ایستادگی کرده است. امروز نیز آزادگان و ملتهای آزاده جهان که با نظام جمهوری اسلامی ایران همدل هستند، تصریح میکنند که اسلام واقعی و اسلام زلال، همین است و این معنا همان اسلام ناب محمدی است.
* گرایش به تشیع و الگوگیری از شخصیت رهبر
در سالهای اخیر، برخی از اهل سنت و حتی اتباع برخی کشورهای اسلامی که پیشتر اهل سنت بودند، پس از شهادت مقام معظم رهبری، به تشیع گرایش پیدا کردند و هزینههای فراوانی نیز پرداختند و جان خود را فدای مقام معظم رهبری میدانند. آنان تصریح میکنند که شبیهترین شخصیتی که میتوان در روی زمین یافت و اندیشههایش بیشترین شباهت را به اندیشههای پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله دارد، حضرت آیتالله خامنهای است.
بنابراین، تکیه بر اسلام ناب محمدی سبب شد که این کشور، الحمدلله، پابرجا بماند، مسیر پیشرفت خود را ادامه دهد و در آینده نیز به پیشرفت ادامه خواهد داد.
* رأفت اسلامی و صلابت در برابر دشمنان
مؤلفه دیگر، شفقت و رأفت اسلامی است. مقام معظم رهبری بهراستی ترجمان آیه شریفه «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ» بودند؛ نهایت مهربانی و عطوفت را نسبت به مردم خود نشان میدادند و در برابر دشمنان اسلام، نهایت صلابت و استواری را داشتند. این نیز یکی از مؤلفههای اساسی رهبری ایشان بود.
در نشستها و دیدارهای عمومی، کودکان ـ چه دختر و چه پسر ـ با صمیمیت در کنار ایشان حضور مییافتند و این صحنهها یادآور رابطه پدرانهای بود که با فرزندان خود دارد؛ اما هنگامی که در برابر دشمنان اسلام قرار میگرفتند، با صلابت و قدرت، همچون شیری خروشان سخن میگفتند و در طول بیش از پنجاه سال، با بیانی آتشین علیه دشمنان اسلام موضعگیری میکردند.
در همین چارچوب میتوان به مؤلفه استکبارستیزی و کفرستیزی و ایستادگی در برابر فراعنه زمان اشاره کرد. ایشان در سالهای اخیر، با تکرار سخن امام حسین علیهالسلام که فرمودند «مثلی لا یبایع مثله»، تصریح کردند که همانگونه که امام حسین علیهالسلام با یزید بیعت نکرد، امروز نیز شرایطی مشابه وجود دارد؛ فردی و دولتی تروریستی در برابر ما قرار گرفته است که در رأس آن، ترامپ قرار دارد و او را میتوان آیینه تمامنمای یزید دانست.
* نباید به خاطر مطامع دنیوی با چنین اشخاص و دولتهایی سازش کنیم
بر این اساس، نهتنها خود با چنین فرد و جریانی بیعت نکردند، بلکه به مردم و به همه ما آموختند که نباید به خاطر مطامع دنیوی با چنین اشخاص و دولتهایی سازش کنیم؛ زیرا چنین سازشی به زیان اسلام خواهد بود.
این قطع رابطه با دنیای استکبار، صرفنظر از اینکه رؤسای جمهور مختلف آمریکا هر یک با شدت و ضعف متفاوتی این ویژگی را داشتهاند، همواره بهعنوان یک اصل مورد تأکید بوده است. ما رؤسای جمهور متعددی را به یاد داریم که همگی، به درجات مختلف، در پی تضعیف و نابودی اسلام و انقلابی بودند که از دل اسلام برخاسته است؛ همانگونه که یزید در پی کشتن و نابودی حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام بود.
* تمامی پلیدی ها در ترامپ متجلی است
برخی افراد عنوان میکنند که «مذاکره کنیم و مصالحه نماییم». سؤال اینجاست که با چه کسی باید مذاکره کرد؟ اکنون جهانیان دریافتهاند که یکی از مشتریان پرتکرار جزیره ناپاک اپستین، همان شخصیت منفور ترامپ بوده است. این فرد ناپاک و عامل فساد و فحشا و پلشتی و رذالت و زشتی است و هر صفت ناپسندی که برای انسان متصور است، در وجود او متجلی است.
بنابراین، یکی از ویژگیهای بارز نیز، مقابله با کفر و استکبارستیزی است که امام خمینی (ره) فرمودند: «آمریکا شیطان بزرگ است». حال اگر انسان با این شیطان بزرگ دست دوستی دهد، بیتردید روز نخست را خواهد زد، زیرا او در پی نابودی ماست. کسی که با اراده و عزمی راسخ در پی محو طرف مقابل خود است، هنگامی که در مقابل او بنشینی، بسیار آسانتر به تو ضربه خواهد زد تا زمانی که در مقام مقابله باشی.
امام خمینی (ره) فرمودند: «آمریکا مانند سگی است که اگر از مقابلش فرار کنی، دنبالت میکند، ولی اگر به دنبالش بروی، فرار میکند». امید است این موارد نیز مورد توجه قرار گیرد.
* عدالتمحوری و نفی تبعیض
مولفهی بعدی، عدالتمحوری و نفی تبعیض است که از جمله ارکان و شاخصههای منطبق بر آموزههای دینی به شمار میآید؛ ویژگیای که در سیرهی امیرالمؤمنین حضرت علی علیهالسلام به روشنی مشاهده میشود و در مراتب بعدی نیز امام راحل(ره) و امام شهید ما از آن برخوردار بودند. آنان عدالتمحور بودند و بر اجرای عدالت تأکید داشتند و معتقد بودند که جامعه باید به سوی عدالت مهدوی حرکت کند.
برجستهترین ویژگی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف گسترش عدالت در جهان خواهد بود؛ چنانکه رسول گرامی اسلام(ص) فرمودند: اگر از عمر جهان تنها نیمروزی باقی مانده باشد، فرزندم مهدی ظهور خواهد کرد و سراسر جهان را از عدل و داد سرشار خواهد ساخت.
* مردمباوری و نقش جمهوریت نظام
مولفهی دیگر، مردمی بودن است. امروزه مشاهده میکنیم که در کشورهای اسلامی و غیر اسلامی، همگی دارای رهبران و زمامداران هستند؛ برای مثال میتوان به کرهی شمالی، کرهی جنوبی، ژاپن، ایالات متحدهی آمریکا و دیگر کشورها اشاره کرد. اما به دشواری میتوان رهبری را یافت که همانند امام راحل ما و امام شهید ما تا این اندازه مردمی باشند و به طور ذاتی مردم را دوست بدارند.
نخست آنکه این امر دستور الهی است؛ خداوند بندگان خود را دوست دارد و در عین حال که به برخی افراد فضیلت و برتری عطا میکند، مقرر میدارد که صاحبان این برتری حق تکبر و استعلاء بر دیگران را ندارند. آنان نمیتوانند طغیان کنند یا دیگران را به بندگی، استثمار و بهرهکشی وادارند.
بنابراین، از یک سو این موضوع وظیفهای الهی است. جمهوریت نظام ما نیز بر همین اساس معنا پیدا میکند؛ مشروعیت نظام جمهوری اسلامی در پیوند میان جمهوریت و اسلامیت آن است. اسلامیت به معنای اجرای اراده و دستورات الهی، فرامین رسول خدا(ص)، آموزههای اسلام و معارف اهلبیت(ع) است و جمهوریت به معنای پذیرش این دین، این فرامین و این حاکمیت دینی از سوی مردم است.
اگر مردم همراه نباشند، اساساً چنین حاکمیتی مشروعیت نخواهد داشت. امام شهید ما تأکید فراوانی بر مردمی بودن و همراهی مردم داشتند و بحمدالله توانستند حتی در شرایط نابسامان نیز مردم را همراه نگه دارند. مردم ایران ممکن بود نگرانیهایی داشته باشند، انتقادهایی مطرح کنند و کاستیهایی را مشاهده کنند؛ اما در اینجا سخن از کسانی نیست که مزدور بودند و سخنانشان مطابق میل دشمنان بیان میشد و اساساً سوگند خورده بودند که با این نظام همراه نباشند. منظور همان دلسوزانی است که با وجود انتقادها، همچنان در صحنه حضور داشتند. چنانکه مشاهده میشد پس از گذشت یک سال، در روز بیستودوم بهمن بار دیگر همهی دشمنان شگفتزده میشدند، زیرا مردم ایران در خیابانها حضور مییافتند؛ یا در روز قدس برای دفاع از نظام و اعلام مخالفت با اسرائیل به صحنه میآمدند.
بزرگترین دلخوشی مردم، پاکی، صداقت و اخلاص مقام معظم رهبری و مردمی بودن ایشان بود؛ مردی که قلبهای ملت ایران را تسخیر کرده بود. این مردمی بودن سبب شده بود که محبت میان رهبر و مردم به رابطهای دوطرفه تبدیل شود؛ مردم محبت این مرد بزرگ را در دل داشتند و ایشان نیز در بیان و اجرای خواستههای اسلام میکوشیدند. این همراهی و پیوند متقابل، موجب شکوه، عظمت، اقتدار و پایداری ملت ایران شد.
امروز نیز مشاهده میکنیم که مردم، با وجود آنکه رهبر خود را از دست دادهاند، همچنان در خیابانها حضور دارند؛ آنان این جنگ چهلروزه را پشت سر گذاشتند، در حالی که زیر بمبارانها قرار داشتند، اما باز هم به میدان آمدند و از این سرزمین دفاع کردند.
* دیگر ویژگیهای رهبری الهی
رهبری الهی دارای ویژگیهای متعددی است و خصوصیات حضرت آقا بسیار فراتر از آن است که در چنین زمانی بیان شود؛ برای شرح این ویژگیها باید کتابها نوشته شود و ساعتها به بحث و بررسی پرداخت. همان مواردی که به آنها اشاره شد، مانند بُعد فقهی ایشان، اخلاص، شجاعت، سادهزیستی، اخلاق، تهجد، تقوا، عدالت، تدبیر، کیاست، سیاستورزی و دوراندیشی، هر یک خود موضوعی مستقل و قابل بحث است و بهویژه مسئلهی دوراندیشی در وجود ایشان به روشنی مشاهده میشود.
جالب آنکه حتی برخی از کسانی که همواره نسبت به نظام طعنه میزدند، در سخنان خود به این موضوع اعتراف کردهاند. از یکی از آنان نقل شده است که میگفت ـ و من نیز کلیپ سخنان او را دیدهام ـ هرگز تصور نمیکردیم این نظام بتواند به این زیبایی در برابر یک ابرقدرت جهانی مانند آمریکا و یک قدرت بزرگ منطقهای مانند اسرائیل بایستد، با برنامه مقاومت کند و حتی دست برتر را در اختیار داشته باشد. این دستاورد بزرگ، بیتردید نتیجهی دوراندیشی همان مرد بزرگ بوده است.
* نقش توان دفاعی کشور و تدبیر رهبری
ما خودمان آگاهیم و جهان نیز امروز میداند که ما، الحمدلله، سیلی محکمی به اسرائیل و آمریکا زدهایم. این دستِ پُر از کجا حاصل شد؟ از آنجا که مقام معظم رهبریِ شهید به دانشمندان و فرماندهانی که این موشکها را ساختند، دستور داد تا موشکهای نقطهزن تولید کنند، آنها را ذخیره کنند و در زیر کوهها مستقر سازند؛ موشکهایی که امروز به کار آمد و ما با اتکای به همین توانمندیها، با وجود آنکه فرماندهانمان را به شهادت رساندند، اما «صالحٌ بعد صالح» فرماندهان شایستهی دیگری وارد میدان شدند و صحنه را مدیریت کردند.
همهی اینها به سبب درایت، تیزهوشی و هوشمندی آن مرد بزرگ بود و ما نیز در آینده، هرگاه بخواهیم به درستی حرکت کنیم، باید همین راه، روش، منش و مرام را سرلوحه قرار دهیم و با همان چراغ هدایت، یعنی بیانات ایشان، اندیشهی امام راحل، اندیشهی امام شهید و ادامهی این اندیشهها که در وجود حضرت آیتالله آقای سیّد مجتبی حسینی خامنهای تجلی یافته است، راه را ادامه دهیم و ایشان را همراهی کنیم.
ایشان، بحمدالله، کفرستیز، استکبارستیز، سادهزیست، دقیقاندیش، تیزهوش، مجرّب و برخوردار از کولهباری از تجربه است که طی حدود چهل تا پنجاه سال در کنار پدر به دست آورده است. اگر انشاءالله این وحدت مقدّس و اتحاد مقدّس که امروز داریم و باید حفظ شود، استمرار یابد، ما پیروز خواهیم بود.
* وظایف حوزههای علمیه در گام تمدنی جدید
وظیفهی حوزههای علمیه چیست؟ وظیفهی حوزههای علمیه بسیار حساس، نوین و معطوف به حرکت به سمت تمدن اسلامی است. ما اکنون ـ به تعبیر مقام معظم رهبری ـ یا نزدیکِ قلهایم یا اساساً بر فراز قله قرار گرفتهایم و به آن رسیدهایم، الحمدلله. اگر چند روزی بگذرد، ترامپ برنامهریزی کرده بود که ایران را مدیریت و مهار کند و یا این کشور را تسلیم نماید یا نابود سازد؛ اما با این مقاومت ملت ایران، الحمدلله، این چند روز نیز خواهد گذشت و این ذخیرهی آخرالزمانی که خداوند برای ما مقرر کرده بود، یعنی این گنجینهی تنگهی هرمز، کارساز خواهد بود؛ به تعبیری که شبکهی سیانان آمریکا بیان کرد: ترامپ بنادر ایران را محاصره کرده، اما ایران با تنگهی هرمز، جهان را محاصره کرده است.
* جایگاه ایران در معادلات جدید و نقش تنگه هرمز
اکنون جهان در محاصرهی ماست و ترامپ در تلاش است راهی برای فرار پیدا کند، در حالی که، بحمدالله، این راه برای او یافت نخواهد شد. اگر ما پیروز شویم ـ انشاءالله که نشانههای این پیروزی قابل استشمام است ـ و اگر این تروریستِ احمق دچار جنون جنگ دیگری نشود و شکست خود را اعلام و آن را بپذیرد، یا اگر جنگ دیگری هم رخ دهد، در هر صورت این ملت که شب و روز در خیابانها حضور خود را نشان داده است، بر هر نوع جنگی که ترامپ طراحی کند و اسرائیل در آن دخیل باشد، فائق خواهد آمد و حاصل آن، پیروزی نظام مقدّس جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.
* پیروزی در پیش رو و لزوم تبیین اسلام ناب
در آن هنگام، این محاصرهای که آنها برای ما، و در حقیقت برای جهان ایجاد کرده بودند، در هم خواهد شکست. هنگامی که این حصار شکسته شود، نوبت به تبیین اسلام ناب محمدی(ص) میرسد. تبیین اسلام ناب و رساندن الگوی موفق جامعهی اسلامی و حکومت اسلامی به جهان، وظیفهی حوزه است.
ما وظیفهای بسیار سنگین داریم؛ یک جهان است که به جمهوری اسلامی ایران چشم دوخته و نسبت به نظام جمهوری اسلامی دچار عطش و تشنگی است.
* رسالت جهانی حوزه علمیه قم در برابر یک معجزه
پژوهشگران از دانشگاهیان و حوزویان گرفته تا اهل سنت و مردم جهان، شاهد یک معجزهاند؛ معجزهای که مقام معظم رهبری حضرت آیتالله آقای سیّد مجتبی حسینی خامنهای در پیام اخیر خود خطاب به کشورهای عربی به آن اشاره فرمودند که ما در حال مشاهدهی یک معجزه هستیم، و این معجزه، پیروزی و تفوق حاکمیت اسلامی است.
در چنین شرایطی، چه مخالفان بخواهند و چه نخواهند، صدور انقلاب اتفاق خواهد افتاد. وقتی انقلاب صادر شد، آییننامه و منشور این انقلاب مورد توجه قرار خواهد گرفت. آنگاه این سؤال مطرح میشود که بیانکنندهی آییننامهی انقلاب اسلامی کیست؟ روحانیت و حوزهی علمیهی قم. این مسئله پیشتر نیز پیشبینی شده بود که در آخرالزمان، علم از نجف سر فرود خواهد آورد و از قم سر برخواهد افراشت و سپس از نقطهی دیگری سر برون خواهد آورد؛ علم از قم سر برآورده و معارف اهلبیت(ع) را به تمام جهان تشعشع خواهد داد و این نورانیت به همهی عالم خواهد رسید.
بیان این نورانیت و تبیین این معارف، بر عهدهی حوزههاست؛ از این رو حوزه باید خود را در تراز جهانی آماده کند. مدیریت حوزهی علمیهی قم و مجموعهی پیرامونی آن، بهعنوان اردوگاه پرورش افسران امام زمان(عج)، باید خود را برای پاسخگویی مهیا سازد و در یک کلمه، حوزهی ما باید در تراز جهان برای توسعهی تمدن اسلامی و حاکمیت اسلامی در کشورهای اسلامی، برنامه داشته باشد.
البته ما قصد تحمیل این امر را به زور نداریم؛ زیرا خود آنان امروز از قابلیت لازم برخوردارند و پیروزی حاکمیت اسلامی و جمهوری اسلامی سبب جلب توجه تشنگان حقیقت در سراسر جهان به این نظام خواهد شد. از این رو ما نیز باید خود را برای این «بلاغ مبین» که در قرآن کریم به آن اشاره شده است آماده سازیم و انسانهای مهذب و شایسته تربیت کنیم.
همانگونه که گفته شد، اگر امام خامنهای تا این اندازه موفق بودهاند ـ و میتوان گفت در هزار سال گذشته، با وجود همهی خدمات ارزشمند فقها که ما به روح همهی آنان درود میفرستیم و خود را مدیون آنان میدانیم ـ شاید هیچ فقیهی به این اندازه در ارتقای دینی برای بشریت خدمت نکرده باشد.
* ضرورت تربیت نیروی تراز انقلاب و اندیشههای امامین
از این رو ما نیز باید در پی پرورش «خامنهایها» باشیم و توان تربیت «خمینیها» را در خود ایجاد کنیم. در چنین شرایطی روشن میشود که مسئولیت حوزهی علمیه تا چه اندازه سنگین است.
خود حضرت آقا نیز بر این مسئله تأکید فرمودهاند که طلبه باید مجاهد و مهذب باشد و بر اساس همان نوآوریهای تمدنی حرکت کند؛ زیرا اگر مهذب نباشد، اگر اخلاص نداشته باشد و اگر فقیه نباشد، در هر یک از این موارد که کاستی وجود داشته باشد، ما نخواهیم توانست پاسخگویی لازم را در برابر نیازهای جامعه داشته باشیم.
* نقش اندیشههای دینی، نظامی و فرهنگی در آینده کشور
اندیشههای امام راحل و امام شهید باید در حوزه توسعه یابد. یکی از کاستیهای ما این بود که پس از ارتحال امام، اندیشههای ایشان را به اندازهی کافی گسترش ندادیم و بازخوانی نکردیم.
من خود در دانشگاه وصایای امام را مطالعه کردم؛ زیرا در آن محیط به آن پرداخته میشد، اما در حوزه این بازخوانی کمتر صورت گرفت و تحلیل و بررسی عمیق آن به اندازهی لازم انجام نشد. هرچند به صورت پراکنده به آن پرداخته شده است، اما نه در حدی که بتوانیم همهی طلاب خود را به طور کامل با دیدگاههای امام مسلح کنیم.
* اندیشه امام خمینی و امام خامنه ای برگرفته از اسلام ناب محمدی
بهویژه دیدگاههای مقام معظم رهبری، امام شهید و امام راحل باید مورد توجه جدی قرار گیرد؛ زیرا این اندیشهی زلال و ناب که برگرفته از قرآن کریم است، همان اسلام ناب محمدی است: اسلامی کفرستیز، استکبارستیز، پاسخگو و مسئولیتپذیر. این در حقیقت آییننامهی دین ما برای ارتقای جوامع انسانی است و ما هرگز نباید از اندیشههای امام دست برداریم.
حتی در عرصهی نظامی نیز شخصیتهایی مانند حاج قاسم و فرماندهان ما، از جمله سردار سلامی، سردار حاجیزاده و دیگران ـ که واقعاً خدمات بزرگی انجام دادند و دست ما را پُر کردند ـ و نیز شهید تهرانیمقدم و دیگران، نقش بزرگی ایفا کردهاند و یاد و نام آنان گرامی است و اندیشههای نظامی نیز باید در جای خود مورد توجه قرار گیرد و در حوزهها، و بهویژه در دانشگاهها، اندیشههای دینی در عرصههای مختلف از جمله هنر و دیگر حوزهها روزبهروز گسترش یابد تا جامعهی ما بیش از پیش این مفاهیم را بشناسد و با آنها همراه شود.
در غیر این صورت، اگر شناخت و همراهی لازم شکل نگیرد، نوعی رخوت و سستی پدید خواهد آمد و دشمن نیز هرگز ما را رها نخواهد کرد؛ بلکه همواره در پی آن است که بار دیگر بر منابع و سرمایههای جهان اسلام مسلط شود و سیطرهی خود را بر کشورهای اسلامی، بهویژه ایران که پیشگام ایستادگی در برابر سلطهطلبیهاست، برقرار سازد. از این رو لازم است به این مسئله با دقت و هوشیاری کامل توجه داشته باشیم.
انتهای پیام/










نظر شما